آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 18 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

آیلا با خاله حسنا جون به سر کار می رود

آیلا آماده شده تا با خاله حسنا به محل کارش بروند     من خیلی خوشحالم آخه من ددر رو خیلی دوست دارم وای خسته شدم چقدر منتظر تاکسی تلفنی باید موند   عکسهای شرکت را بعدا می گذارم بنا به نقل قولها به خانوم خانوما که خیلی خوش گذشته بود البته عکسها نیز حاکی از این وضعیت هستش ...
15 آبان 1390

عکس

وای کسی به من چیزی نمی ده بخورم من هم به کلاه کاغذی پناه بردم ممنونم بالاخره یک تکه پیتزا به من هم رسید فکر کنم خوبه فعلا که دارم مز مزه می کنم دوغ رو هم بردارم می خوام با نی دوغم رو نوش جان کنم   وای چقدر ترشه ...
19 مهر 1390

تولدت مبارک

    بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شع...
18 مهر 1390